|
همین و بس پ.ن:فک کنم تو این مدت فهمیده باشید این بهترین آپه این بلاگ بود مارفتیم...
+ LOST |
آخره آخرش کجاس ؟ وقتی یه جوره دیگه زندگیو دید بزنی --- آخرش خیلی باحاله --- دقیق ترش میشه ------------- همین جایی که الان وایسادم ------ اینجا آخرشه --- بی برو برگرد ایست ! چه زود شد آخره خط ----- ! کلی ماموریت هنوزه مونده ------ تا ---------------------- × سر انگشتی میشه 7 تا --- اوم --- زیاده ولی تموم می کنم -------- همه چیو خیلی زود تموم می کنم ----- الّا یه چی --- اونم ------------------------ (um … ! ) بی خیال --- i am groom leading horse ………… & noiseless …………………… & very patient …………………………………………………… But …………………… i am ……………… i … n …v … i … s … i … b … l … e … ! (um… ) + MAD |
در پی چه می گردی.... اینجا هوایی نیست.... اینجا آدمی نیست .... اینجا زندگی نیست... اینجا ادمی برایه زندگی نیست اینجا ادمی به فکره زندگی نیست. اینجا جهنمه نیا برگرد....
پ.ن:اینجا زندگی رو گدایی میکنند.. + LOST |
اینروزها پُرمم از نفرت نفرت از تو نفرت از زندگی از خودم اینروزها تحمل همه چیز برام سخت شده اما... باز هم کنار میایم یعنی سعی میکنم که بیایم! + DIE |
این روزا تنهام تنهایی خیلی آزارم میده تنهایی یعنی...! هیچی ! بی خیال! ولـــی.. تنهایی بهتره تا بودن با آدمایی نامرد این روزا هیچی دیگه خوب نیست هیچی ارزش نداره..! حتی رفاقت.. حتی....! این روزارفاقت اندازه .....ارزش نداره! هه.. دلم میخواد فریاد بزنم همین.. پ.ن: هر روز کثیف تر از دیروز... + POCH |
میدونی چی شد که من دیونه شدم... یه روز صبح وقتی از خواب بیدار شدم دیدم تمام نقاب هایه منو دزدین و بدون نقاب موندم..با ترس و دلهره به داخل کوچه و خیابون اومدم و به دنباله دزده نقابهام می گشتم و فریاد میزدم حالم دسته خودم نبود...نمی دونستم باید الان چه شخصیتی داشته باشم... عادت نداشتم..... مردم همه منو با دستاشون همه نشون می دادن و می گفتن مردک و نگاه دیوانه شده...دنباله نقاب می گرده.. آره آدم بدون شخصیت دیونه اس....
پ.ن:من برگشتم.... + LOST |
دیشب تفریح تازه ای اختراع کردم. هنگامی که خواستم آغاز کنم یک فرشته و یک شیطان دوان دوان به خانه ام آمدن.بر در خانه به هم رسیدن و بر تفریح تازه من با هم جنگیدند.. یکی فریاد میزد که این (گناه است) دیگر می گفت(عین تقوا ست) + LOST |
دلم پُر است و ... روحم خالی... وقتی حرف دلم را بزنم دلم هم خالی میشود آنوقت پَر میکِشَم اما بعید میدانم که لذت پرواز را به لذت انتقام ترجیح دَهم! + DIE |
با دلهره و تشویش شک کردم به کــــــــار خویش که یه راهه نشناخته یک عمــــــــــــــره دیگه در پیش گفتم از چی می ترســــــــــــــی آخرش یه راهی هست دلم می خواست نرم دستام دره حیات و داشت می بست گفتم نکنم تردید دره حیات و خوب بستم به انتظاره هیچ چیزی دیگه یک لحظه ننشستم انگار که یکی می گفـــت لحظه ی موعوده تردید نکنی یک وقت نه دیــــــــــــــــــــــــره و نه زوده راه افتادم و هی رفتم شاید دلم کمی واشه به عشقه این که یه جــــــــــور امروز زود بگذره فرداشه به امــــــــــــــــــــــــيدي كه تا فــــــــــــــــــــــــردا نوره امــــــــــــــــــــــــدي پيدا شه
+ LOST |
ای بابا زندگیه ما شده مثله زندگیه یه شمع..
البته با یه کم فرق .... فرق اونم اینه که شمع وقتی می سوزه و تموم میشه دیگه باهاش کاری ندارن!! ولی من نه هر وقت میسوزم و تموم میشم دوباره یه شمع جدید میشم و دوباره.. حالا شاید هر دفه مثل قبلیه نسوزم ولی مهم اینه که میسوزم و کاریش هم نمیشه کرد.. ما یه چند وقت میریم.... میخوام خارج از دست رس باشم... آخییییییش!! زندگیه پیش رو رو ببین هر چه بیش تر در گذشته غوطه بخوری حجاب غفلت و محرومیت خود را ضخیم تر کرده ای بدین سان بسته می شوی آهسته آهسته همه درها و پنجره هایه وجودت به روی واقعیت و حقیقت زندگی بسته میشود... مثله همیشه...(همین و بس) + LOST |
|
| ||||||